قیمت طلا امروز




 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

باجناق آقا + عکس | اولین گفتگوی باجناق رهبر شهید؛ یک روایت خواندنی | قلبم از جا کنده شد! | از طریق آقا مجتبی، پیگیری می کردیم

باجناق رهبر شهید انقلاب، در اولین گفت و گوی رسانه ای به تحریریه خراسان آمد.خاطرات حاج محمود عباس زاده پهلوان با بغض های دلتنگی از یک رفاقت دیرینه با آقا حکایت می کند.
 باجناق آقا + عکس | اولین گفتگوی باجناق رهبر شهید؛ یک روایت خواندنی | قلبم از جا کنده شد! | از طریق آقا مجتبی، پیگیری می کردیم

به گزارش همشهری آنلاین، خراسان نوشت: «هشت سال پس از «آقا» من داماد دوم خانواده مرحوم حاج آقا خجسته شدم؛ یک شناخت کلی از آقا داشتم چون پای منبرهای ایشان، مرحوم آقای طبسی و شهید هاشمی نژاد نشسته بودم اما اولین بار در مراسم معارفه قبل از عقد، ایشان با من صحبت کردند. سال ۱۳۵۱ من داماد این خانواده ودر واقع باجناق آقا شدم. آقا ابتدا من را «آقای پهلوانی» صدا می زدند تا سال ۶۱ که به مکه مشرف شدم و از آن پس به من می گفتند حاج محمود...»ما در آستانه اربعین تدفین پیکر مطهر رهبر شهید، در تحریریه خراسان میزبان حاج محمود عباس زاده پهلوان باجناق آقا که به پهلوانی شهرت دارد، شدیم. با او از سال ۵۱ که باجناق آقا شده شروع و خاطراتش را تا آخرین دیدار مرور کردیم. نوروز ۱۴۰۴، یعنی چندی قبل از جنگ دوازده روزه آخرین دیدار حاج محمود با آقا و حاج آقا مجتبی بوده که پس از آن نیز شرایط دیدارها همچون قبل عادی نبوده است. آقای پهلوانی گاهی بغض می کند، می گوید من هم مثل همه دلم برای آقا تنگ شده؛ من عاشق آقا بودم... دیدارها در مشهد و تهران

بیشتر ملاقات ها در مشهد و ایامی بود که ایشان برای زیارت به مشهد می آمدند. در این سفرها فرصتی هم برای دیدار اقوام و نزدیکان ایشان فراهم می شد و ما به زیارتشان می رفتیم. همیشه به گرمی و با آغوش باز از ما استقبال می کردند. گاهی هم که دوست داشتم ایشان را ببینم، یعنی دلم برایشان تنگ می شد، می رفتم تهران و خودم را به دفتر آقا می رساندم. سعی می کردم، حول و حوش نماز ظهر باشد چون می دانستم جلسات برای نماز تعطیل می شود و می توانم ایشان را ملاقات کنم. به دفتر که می رسیدم خودم را معرفی می کردم و پس از هماهنگی با بخش های داخلی اجازه ورود می دادند. هر وقت محضر آقا می رسیدم، ایشان مثل همیشه با خوش رویی و یک مهربانی خاصی از من استقبال می کردند. نماز جماعت را می خواندیم، برخی اوقات آقازاده های آقا هم بودند و بارها هم شده بود که فقط من و آقا تنها بودیم و نماز ظهر و عصر را من تنهایی به ایشان اقتدا می کردم.

غذا اشکنه کشک بود

یکی از نوبت هایی که برای دیدار ایشان رفته بودم شاید حدودا ۱۰سال قبل، بعد از نماز ظهر، آقا فرمودند برای ناهار بمان هرچه بود با هم می خوریم. طبیعتا من هم از خدا می خواستم که لحظات بیشتری را در محضرشان باشم. غذا آن روز اشکنه کشک بود که همسرشان آماده کرده بودند. آقا گفتند، اگر اشکنه نمی خورید، بگویم غذا از بیرون تهیه کنند که من خدمتشان گفتم، همین غذا از همه خوشمزه تر است. احوال تک تک بچه ها را جویا می شدند

روابط ما در خانواده، شبیه تمام خانواده های دیگر بود؛ هر بار به دیدار آقا می رفتم، ایشان یکی یکی بچه ها را نام می بردند و حالشان را جویا می شدند. از دامادهایم فراموش نمی کردند و حال آن ها را هم می پرسیدند. گاهی از کارمان هم می پرسیدند و من هم برایشان توضیح می دادم. یک وقتی از پسر آخرم که هنوز داماد نشده بود، پرسیدند چرا فلانی را داماد نمی کنید. همیشه تاکید داشتند که بچه ها به موقع ازدواج کنند و زود هم صاحب فرزند شوند.

ما همیشه برنامه عقد بچه ها را طوری تنظیم می کردیم زمانی باشد که آقا مشهد تشریف داشته باشند و ایشان عقد را بخوانند. برای عقد یکی از دخترانم ما به تهران رفتیم و آقا لطف کردند و عقد دخترم را خواندند. ضمن این که زحمت کشیدند ناهار را هم مهمانشان بودیم. آقا گفتند، یک مسافرت با هم برویم؟

با آقای پهلوانی به سال ۵۶ می رویم، آن زمان که به پیشنهاد آقا یک مسافرت خانوادگی می روند: «نوروز سال ۵۶ بود و آقا به دلایلی می خواستند این ایام را در مشهد نباشند. برای همین به من و برادر همسرم، حاج آقا خجسته پیشنهاد دادند با هم به مسافرت برویم. در واقع، آن مسافرت، تنها مسافرتی بود که با ایشان رفتیم. من آن موقع یک پیکان داشتم که تازه خریده بودم. خانواده آقا و من در یک ماشین بودیم و خانواده آقای خجسته هم در یک ماشین.

راه افتادیم و از مسیر جاده نیشابور، ابتدا در این شهر، از آرامگاه خیام و عطار بازدید کردیم و ناهار را خوردیم و به طرف سبزوار حرکت کردیم و شب بود که به سمنان رسیدیم. من خسته بودم استراحت کردم و آقا با آقای خجسته به دیدار علمای سمنان رفتند.

از سمنان به تهران رفتیم، دو سه روز در تهران بودیم و برنامه تقریبا همین گونه بود که ایشان به ملاقات دوستانشان و علما می رفتند. قم، اصفهان، شیراز، کرمان، رفسنجان، یزد و اردکان هم دیگر شهرهایی بود که ما رفتیم. در خاطرم هست، در اردکان به اتفاق آقا به دیدار آیت ا... روح ا... خاتمی پدر آقای سید محمد خاتمی رفتیم. از اردکان به یزد و به سمت تهران برگشتیم و از مسیر شمال به مشهد بازگشتیم. این سفر که خاطراتش هیچ وقت از یادم نمی رود، فکر می کنم ۲۵ روز طول کشید. آقا هم خوش سفر و هم خوش صحبت بودند و با وجود این که راه های طولانی را رانندگی می کردیم، اصلا هیچ احساس خستگی نمی کردم. آقا گفتند، تنها به ظاهر افراد نمی شود قضاوت کرد

خاطرم هست، در دوران رهبری، دو بار با آقا یعنی یک بار در تهران و یک بار هم در مشهد به کوهنوردی رفتیم. در تهران مسیر کوهنوردی ارتفاعات کلکچال بود. تقریبا نیمه شب راه می افتادیم و نماز را در مسیر می خواندیم. آن وقت از سحر مسیر پیاده روی خلوت بود مگر حرفه ای ترها که تک و توک در مسیر بودند. آقا گاهی در مسیر ذکر می گفتند، گاهی هم ما سوالاتی از آقا داشتیم که می پرسیدیم. حدود ساعت ۸ ما در مسیر بازگشت بودیم که تازه آن موقع، خیلی از تهرانی ها راه افتاده بودند. گاهی می شد، برخی از مردم آقا را می شناختند، جلو می آمدند و به آقا سلام و عرض احترام می کردند. آقا در مسیرشان مکث می کردند و خیلی مهربانانه به ابراز محبتشان پاسخ می دادند. برخی از دخترها و پسرها شاید ظاهرشان هم چندان مناسب نبود اما همین که آقا را می شناختند خیلی صمیمانه سلام می کردند، به آقا خسته نباشید می گفتند؛ یعنی با علاقه و محبت به آقا ادای احترام می کردند.

آن روز، حدود ساعت ۸ رسیدیم پایین و در محلی که برای استراحت پیش بینی شده بود، مقداری نشستیم. آن جا آقا گفتند، واقعا به ظاهر اشخاص نمی شود قضاوت کرد...

صدا می زدند، آقا مصطفی، آقا مجتبی...

حاج محمود، مشاهداتش از زیست تربیتی رهبر شهید درباره فرزندان را این طور نقل می کند: فرزندان آقا هم مثل خودشان، با خانواده و خویشان بسیار صمیمانه و با محبت هستند. اساسا آقا در تربیت فرزندانشان به گونه ای عمل می کردند که اخلاق و منش آن ها نیز همچون پدر بزرگوارشان است. خاطرم هست، وقتی فرزندان آقا کوچک بودند، ایشان همیشه آن ها را با احترام صدا می زدند، مثلا صدا می زدند، آقا مصطفی، آقا مجتبی، آقا مسعود. یعنی برای بچه ها شخصیت و احترام قائل بودند. از طریق آقا مجتبی، پیگیری می کردیم

آقا مجتبی، نسبت به برادر بزرگشان بیشتر امور دفتر را پیگیری می کردند و ما هم اگر می خواستیم مشکلات مردم و مواردی را منعکس کنیم بیشتر با آقا مجتبی در میان می گذاشتیم. ایشان همیشه خیلی دقیق موارد را می شنیدند و پیگیری می کردند و گاهی هم نتیجه پیگیری را به ما می گفتند. آقا برای من و برای همه مردم، مایه امید بودند

از حاج محمود وقتی می پرسم، کدام ویژگی رهبر شهید، برای شما که ۵۴ سال با ایشان رفاقت و صمیمیت داشتید همیشه جذاب بود، پاسخ می دهد: «آقا برای من مثل همه مردم ایران، شخصیتی بودند که امیدآفرین بودند. هر وقت، مسئله ای برای کشور پیش می آمد، منتظر بودیم که آقا را حتی از تلویزیون ببینیم، سخنانشان را گوش دهیم تا دلمان آرام شود.» صحبت به این نقطه که می رسد، حاج محمود، بغض به سراغش می آید، سعی می کند خودش را نگه دارد اما نمی تواند. بغض های او بغض های دلتنگی است؛ دلتنگی برای یک دوست ۵۴ ساله که رابطه خویشاوندی با او داشته. بارها در طول گفت وگو می گوید من عاشق آقا بودم، برخلاف آن چه درباره باجناق ها می گویند که البته شأن ایشان برای من تنها باجناق نبود، بلکه یک مراد بود و من مثل همه مردم ایران مریدشان بودم؛ از صمیم قلب، آقا را دوست داشتم و به سبب همین انس و ارادت قدیمی است که امروز دلم برایشان تنگ می شود...

البته من می گویم که ما رفاقت و صمیمیت داشتیم اما واقعیت این است که همه مردم ایران ایشان را دوست داشتند، عاشق آقا بودند و متقابلا هم آقا عاشق این مردم بود و در راه همین مردم و کشور فداکاری کرد؛ یعنی از ابتدای انقلاب، ایشان قریب به ۵۰ سال، دغدغه مردم، دغدغه ایران و دغدغه اسلام را داشتند. برای خودمان امتیاز ویژه قائل نیستیم

از باجناق ۵۵ ساله رهبر شهید می پرسم، تا به حال شده جایی بگویید من باجناق رهبر هستم که مثلا، استفاده ای از این عنوان بکنید؟

حاج محمود، خیلی قاطع و سریع پاسخ می دهد، واقعا به یاد نمی آورم خودم را جایی باجناق آقا معرفی کرده باشم و از این بابت خیلی خوشحال هستم که آقا را در این باره راضی نگه داشتم چون می دانستم، آقا هم این اخلاق را دوست داشتند. چون منش آقا به هیچ عنوان طوری نبود که بین ما که اقوام و خویشانشان بودیم با سایر افراد تفاوتی قائل باشند. لذا با توجه به این روحیه آقا، ما هم تلاش کردیم برای آقا آبروداری کنیم و برای خودمان بابت این نسبت فامیلی شخصیت و امتیاز ویژه ای قائل نباشیم. به فرزندانم هم همیشه تاکید می کنم که به دلیل این نسبت فامیلی، باید مراقب رفتارمان باشیم ما نمی توانیم هر کاری که دلمان می خواهد انجام دهیم. بشری خانم گفت...

در میان خاطرات آقای پهلوانی، مشاهداتش از ساده زیستی آقا و خانواده اش جالب توجه است. می گوید: فرش اتاق کار آقا همان فرشی بود که مربوط به جهیزیه همسرشان بود. این فرش در این سال ها قسمت هایی از آن نخ نما شده بود. قسمت های دیگر دفتر نیز همه موکت و بسیار ساده بود. به هیچ عنوان اهل تجمل و استفاده از امکانات ویژه نبودند. به ما هم همین توصیه را می کردند؛ مثلا می فرمودند ساختمان را محکم بسازید اما در آن تجملات به کار نبرید. این منش آقا در زندگی فرزندانشان هم ظهور پیدا کرده بود. خاطرم هست، اوایل ازدواج بشری خانم، من و همسرم در قم مهمان منزل ایشان شدیم. خانه و زندگی بسیار ساده ای داشتند. آن جا همسرم در آشپزخانه به بشری خانم گفته بود، مثلا چرا فلان وسیله را برای آشپزخانه نگرفتید. منظور همین وسایل معمول آشپزخانه که خانم ها استفاده می کنند. ایشان گفته بود، من خودم این وسایل را نمی خواستم زندگی من و همسرم، زندگی طلبگی است. دلم برای یک ویژگی آقا تنگ می شود

حقیقت این است که دلتنگی های حاج محمود برای آقا در جای جای صحبت هایش نمایان است؛ برای همین است که گاهی بغضش می ترکد و کلام ناتمام می ماند. می گوید: دلم بیشتر برای آن صمیمیت ها، محبت ها، بی پیرایگی ها و بی ریایی های آقا واقعا تنگ می شود. آقا همان طور که دوست همه مردم ایران بودند، برای خانواده هم همچون یک دوست بودند. حرف ها و مطالب و نصیحت هایشان همواره برای رشد و تعالی آدم ها بود... قلبم از جا کنده شد!

حاج محمود، اخبار روزهای ۹ اسفند ۱۴۰۴ را سخت ترین و تلخ ترین اخبار عمرش می داند. می گوید: از تلویزیون اخبار را پیگیری می کردیم و آن لحظه که تلویزیون خبر شهادت آقا را اعلام کرد، آن قدر به من سخت گذشت که انگار قلبم می خواست از جا کنده شود. آن لحظات برای همه مردم ایران سخت بود خب طبیعتا برای من هم همان گونه سخت بود چون من ۵۵ سال عاشقانه ایشان را دوست داشتم. آقا به این کشور خالصانه خدمت کردند، اقتدار و سربلندی ما خصوصا در امر دفاعی و موشکی، مدیون آقاست. ملت ایران باید برای این اقتدار و عزت، امروز سرش را بالا بگیرد و به آن افتخار کند. کد خبر 1061802



۱۸ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

در مراسم چهلم بزرگداشت رهبر شهید در حرم شاهچراغ؛ بازخوانی ویژگی‌های اخلاقی ایشان از زبان مردم

صفحه سیاست-

در میان عطر بی‌نظیر و آرامشِ بی‌کران حرم مطهر حضرت احمدبن موسی شاهچراغ (ع)، در مراسم بزرگداشت چهلمین شب تدفین رهبر شهید انقلاب و اعضای بزرگوار بیت ایشان، تنها حضورِ مادیِ مردم نبود؛ بلکه حضورِ جان‌ها و نگاه‌های پرسشگر بود. در میان این فضای معنوی، از حاضران خواستیم تا در سکوتی کوتاه، به درون خود سفر کنند و یک ویژگی شاخص که در وجود امام شهید می‌دیدند، بر زبان بیاورند. می‌خواستیم بدانیم آن حقیقتِ درخشان که در چهره و رفتار ایشان جاری بود، در دل‌های ما چه نشانی از خود بر جای گذاشته است.


۵۰ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

لحظاتی منتشر نشده از دیدارهای صمیمانۀ خانواده‌های معظم شهدا با رهبر شهید انقلاب + فیلم

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ برای اولین بار تصاویری از برخی دیدار‌های رهبر شهید انقلاب با خانواده شهدا را مشاهده میکنید که پیش از این منتشر نشده است.

کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی


۲ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

انتقال مکتب امام شهید به نسل جدید تکلیف سنگین حوزه فرهنگ است

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو؛ علیرضا کاظمی در حاشیه برگزاری آیین بزرگداشت چهلم رهبر شهید انقلاب اسلامی که شامگاه پنجشنبه، ۲۹ مرداد، در حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهار کرد: در چهلمین روز این ضایعه بزرگ، هنوز به نظر من این باور به‌طور کامل در میان مردم ما شکل نگرفته که رهبر و امام شهیدمان را از دست داده‌ایم. عمق این فقدان آن‌قدر سنگین و جانکاه است که شاید زمان بیشتری لازم باشد تا ابعاد آن برای جامعه روشن شود اما در کنار این داغ بزرگ، باید بدانیم که مسئولیت ما از همین امروز بیش از گذشته شده است.

وزیر آموزش و پرورش افزود: مراسم‌ها، مناسک و برنامه‌هایی که در این مدت برگزار شد، اگرچه برای گرامیداشت یاد و نام ایشان ضروری بود اما پایان راه نیست بلکه می‌توان گفت کار اصلی ما تازه آغاز شده است. امروز یک مسئولیت بسیار سنگین، به‌ویژه در حوزه فرهنگ بر دوش همه ما قرار دارد و آن، تبیین، ترویج و انتقال اندیشه‌های رهبر شهیدمان و مکتب ایشان به نسل جدید است.

وی خاطرنشان کرد: ما در یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته‌ایم و باید این فرصت را به‌درستی بشناسیم و از آن استفاده کنیم. نباید اجازه دهیم چراغی که ایشان با مجاهدت و سال‌ها تلاش روشن نگه داشتند، کم‌فروغ شود بلکه باید آن را پرفروغ‌تر و فروزنده‌تر از گذشته حفظ کنیم. به‌خصوص باید به بعثت و بیداری مردم و نسل جدید به‌عنوان یکی از بزرگترین فرصت‌های پیش‌ روی نظام جمهوری اسلامی نگاه کنیم و با برنامه‌ریزی درست، مکتب و اندیشه رهبرمان را برای این نسل تبیین کنیم.

کاظمی ادامه داد: اگر بتوانیم این اندیشه را از سطح مراسم و سخنرانی فراتر ببریم و آن را در ذهن، فکر و باور نسل جدید نهادینه کنیم، آن‌وقت می‌توان گفت توانسته‌ایم بخشی از مسئولیتی را که پس از شهادت ایشان بر دوش ما قرار گرفته است، به‌درستی انجام دهیم.




 استاندار تهران خبر داد: کاهش ۵۰ درصدی مصرف سوخت پس از رایگان شدن مترو و اتوبوس توسط شهرداری تهران | جهان نیوز
۵ ساعت قبل / سایت جهان نیوز

استاندار تهران خبر داد: کاهش ۵۰ درصدی مصرف سوخت پس از رایگان شدن مترو و اتوبوس توسط شهرداری تهران | جهان نیوز

معتمدیان با اشاره به ویژگی‌های منحصربه‌فرد استان تهران می‌گوید:با وجود آسیب به زیرساخت‌های سوخت‌رسانی، هیچ‌یک از ۳۸۶ جایگاه سوخت استان تعطیل نشد. همزمان با رایگان ‌شدن مترو و اتوبوس و همراهی مردم در کاهش ترددهای غیرضروری، مصرف سوخت نیز حدود ۵۰ درصد کاهش یافت.

 تغییر تاکتیک ایران در جنگ با آمریکا؛  ترامپ دیگر برنمی گردد  |  ترامپ در تله افتاده و  چاره‌ای جز پذیرش شروط تهران  ندارد!
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تغییر تاکتیک ایران در جنگ با آمریکا؛ ترامپ دیگر برنمی گردد | ترامپ در تله افتاده و چاره‌ای جز پذیرش شروط تهران ندارد!

جان مرشایمر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه شیکاگو، با اشاره به تغییر رویکرد ایران در برابر آمریکا و افزایش توانمندی‌های نظامی تهران، تأکید کرد که واشنگتن دیگر نمی‌تواند با اتکا به تهدید و حملات نظامی، ایران را وادار به تسلیم کند.

 سوریه، گرفتار میان خشم ترکیه و اسرائیل/ آینده این سه کشور چیست؟
۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

سوریه، گرفتار میان خشم ترکیه و اسرائیل/ آینده این سه کشور چیست؟

تماس رئیس موساد با وزیر خارجه دولت موقت سوریه درباره حضور نظامی ترکیه و حمله چند روز بعد اسرائیل به ابوالظهور، نشانه‌های تشدید رقابت آنکارا و تل‌آویو در سوریه را آشکار کرده است؛ رقابتی که هنوز به جنگ نرسیده، اما یک اشتباه محاسباتی یا کشته شدن نخستین نظامی ترک می‌تواند معادله را به‌کلی تغییر دهد.

 گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!
۵ ساعت قبل / سایت فوتبالی

گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!

پایگاه خبری فوتبالی- یک: وفادار به ترکیب برنده: یک قانون ساده در فوتبال وجود دارد، به تیمی که برنده شده دست نزنید و بیخودی دنبال جنگولک بازی نروید. منطق حکم می‌کند، مربیان موفق در دنیای فوتبال اکثرا با چرخه محدودی از بازیکنان ترکیب را می‌چینند و به ندرت دست به تغییر می‌زنند.دو: تیمهای مجتبی حسینی در سالهای اخیر یک ویژگی مشترک داشته‌اند. جمع شدن در زمین خودی، بازی فشرده و استفاده از ضدحمله. هر چند آنها به دروازه استقلال فشار خاصی نیاوردند چون زورش را نداشتند. تارتار در کنفرانس مطبوعاتی قبل از باز ...,استقلال,نساجی,مجتبی حسینی,سهراب بختیاری‌زاده,صالح حردانی,یاسر آسانی,عارف آقاسی,پیشنهاد سردبیر

 بزاق، نشانگر مطمئن آینده برای تشخیص سرطان‌های گوارشی
۲ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

بزاق، نشانگر مطمئن آینده برای تشخیص سرطان‌های گوارشی

میکروب‌های ساکن دهان و روده ممکن است اطلاعات تازه‌ای درباره وضعیت دستگاه گوارش در اختیار پزشکان بگذارند و در آینده، راه را برای آزمایش‌های غربالگری ساده‌تر و کم‌دردسرتر سرطان‌های گوارشی باز کنند.

 درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد
۶ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد

اقتصادنیوز: پس از گذشت پنج ماه از آغاز جنگ میان آمریکا و ایران، نشانه‌های آینده امنیت خلیج فارس در حال آشکار شدن است. رفت‌وآمد کشتی‌های تجاری بر اساس ترتیباتی که هم‌اکنون میان عمان و ایران در حال مذاکره است، از سر گرفته شده؛ ترتیباتی که بر اساس قواعد جدید، نقش مستمر تهران در تنگه هرمز را به رسمیت می‌شناسد.